319
-
تاریخ: 1395/9/4 ساعت: 5:13
اول فکر میکردم اون از من تقلید میکنه بعد دیدم نه اینم مثل من مینویسه بعد دیدم همه مثل من مینویسن چه وضعی وای این دفعه یخورد هم نگذشت حالا که دوباره میخونم من مثل اونا نمینویسم فقط من |: * احساس میکنم کپسول گازی رو قورت دادم که با یه ضربه منفجرم میکنه و این موضوع منزویم کرده . * من روحم رو نفروختم |:...
315
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 15:39
ی جوری میگن نباید تسلیم بشی ی جوری میگن باید مقابله کنی ی جوری میگن باید دوباره شروع کنی ی جوری میگن ... انگار خودشون بازی رو تا ته رفتن البته بقیه خوش باشن انگار منم همینطور...عادیه ولی شما بفکر خودت باش جان عزیزت /: * الان اینجام یک دقیقه بعد ناکجام ...
313
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 19:04
نداریم خوشی تو زندگی , برای خوشی باس جون بدی رو الان گرفتم تازه میفهمم چی گفته یارو کل هفته توی درکم روحمم میره تا که اخر هفته لعنتی بیاد اگر جمعه نبود باید چیکار میکردم؟ آلپرازولام 0.5 رو با دوغ بخوری بعد بگی حالم بد نیست سیگار نکشی و فاز سنگین باشی از دلتنگی زمین گیر بشی و خوابت ببره بری توی خواب ...
314
-
تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 19:03
چه خوشگل شدی فقط دو تا گوش کم داری!!! میگم یه خورده صداش رو زیاد میکنم زیاد میکنم she keep on calling me zaddy زیاد میکنم she keep on calling me zaddyyyyyy تا کر بشه رسیدیم و دیدم وقت هست هنوز تا ابد ... ولش کن * هشت میلیون تومن کجا هشتصد هزار تومن کجا.
312
-
تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 16:10
این داستانای رفتن این و اومدن اون بسه دارم بالا میارم بالا یه چیز جدید پیدا کردم که انتشارش نمیدم |: باهاش حالم خوبه و کنترلشم دست منه |: دیگه الان فرقی نداره چقدر میرم بالا فقط میرم بالا تا شب بشه صبحشم این تنفر نمیذاره بلند شم تازه دست بقیه رو میگریم میکشمشون پایین با خودم * فک کردی فقط خودت گربه ...
309
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:53
از پنجشنه ظهر تا حالا حالم از خودم بهم خورده دیگه به آینه زل نمیزنم نگاهشم نمیکنم بذار بره گم شه بره بمیره هرچی گفتم دروغ گفتم فقط ور زدم و در عوض هیچ گ.ه.ی میل نفرمودم * چقدر راحت به باد میره آدمی که مثل بادبادک شده توی دست بقیه . نمیتونم جلوی اینو بگیرم . * نمردم و پریود هم شدم |:
310
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:52
انگار یه چیزی رو از من گرفتن ...
311
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:52
قلبم درد داره, بدنم سرد شده و مغزم قفل سالها رو که برگشتم عقب فقط خماریش موند برام هیچی معنی نمیده گنگ و خنگ و خشک و مات و مبهوت حرف که میزنن اونجام ولی جای دیگه ای خودم رو پیدا میکنم در حال چال میترسم دوباره احساس کنم که خالیم از هرچیز احساس خالی بودن و خالی شدن قابل توصیف نیست اصلن بهتره توصیف نشه...
308
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 20:25
عین قدم زدن تا خونه نفس که میشکی به مرگ نزدیک میشی خوب عوضی نفس نکشم؟ میخوای تا خونه سگ دو بزنم؟ انقدر از همه چیزم دورم که فاصله زمین تا مریخ پیاده نزدیکتره تازگیا فهمیدم من خودم یه پا فحشم بابا هرکی به من میرسه منو میبینه انگار فحش میشنوه * از اشتیاق به هر چیزی متنفرم چون با کله میام پایین.(با دماغ...
307
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 22:18
مثل شیرکاکاعو تاریخ گذشته ام منو میخوری ؟ اونی که میگفتی ام بیاد پایین دیگه درست نمیشه فرقی ام مگه میکنه؟ * همه چی بوی گند گرفته! هوم نه خودت گندیدی همه چی خوبه!!
306
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 19:22
میرم بالا و به اوجش که میرسم با کله میام پایین با دماغ میخورم زمین درکل حال خوب به من نمیاد ولی دلم میخواد یه خبر خوب بشنوم حالم بهم میخوره باید نخوره, یا نه اصن بخوره بخوره شاید بالا بیارم این همه دلشوره الکی رو . * Justin Bieber - Sorry ▶️
305
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:57
له شدم زیر سخاوت هام بعد گم شدم توی نهایت هام رفته رفته تحقیر شدم تا سرخورده نشن کنار کشیدم تا ادامه بدن باختم تا یه وقت ناامید نشن گذشتم تا زمان بگذره گذاشتم تا فراموش بشه من به نوعی ر ی د م به من تا اعتماد به نفس جمیع اطرافم ساخته بشه D: تلگرام و اینستا لاین کیک فیسبوکو زهرمار مثل سرطان میمونه فقط...
304
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 13:50
هرچی جلوتر میرم فضا بسته تر میشه انگار دارم خفه میشم میدونم دارم خفه میشم و بازم نمیشم خستم از ادمای مجازیه غمگین حالم بهم میخوره از ادمای دنیای واقعی زنده بودنای بیخودی انتظار کشیدن الکی و اینکه بازم همونم * jpg
303
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:05
نزدیک پاییز انگار رو لبه اینجا و ناکجام نزدیک پاییز به جوب آب نگاه میکنم و به کثافتاش زل میزنم و با خودم میگم چند وقت دیگه اینا بخار میشه و ابر و بارون میشه و میریزه رو سر و کله ملت عاشق و چه حالی میکنن D: نزدیک پاییز که میشه میگم دیگه وقتشه برم ولی باز میمونم و نمیدونم چرا . * SNS .
292
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
آخرش نزدیکه مثل سیاه شدن صفحه lcd تا مجبور نباشی مجبور باشی .
293
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
پیر میشی میخوای و پیرتر نشی با سرنوشت سوختت کنار نیای دست برداری از این کره ی خاکی و پرت بشی تااااااااااا ته دنیا * وقتی که روی خاطرات بمونی .
295
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
کاش میشد رفت یه جای خیلی دور دور از هرچی که گذشته اونقدر دور که اصلا همه چیز از توی سرم پاک بشه دوست دارم همه ی حواس پنج گانم رو بریزم دور بعدش با پنج تا حواس جدید دنیا رو حس کنم کاش میشد عوض شم برم و دیگه ازم برای ادامه داستان نمونه یه جور دیگه یه جای دیگه ... * 294 ناپدید شد.
296
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
نه از بی هوایی خفه شدم نه توی آب غرق شدم نه توی تنهایی غرق نه توی زندان زندانی شدم نه توی تنهایی زندانی توی انزواع مریض شدم از خستگی توی خستگی خسته شدم از خستگی * چیکار میکنی تا بدست بیاد؟ از یه راه دیگه میرم.
297
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
برزخ ِ چندین و چند ساله و من دفن ِ در چند لحظه و زندگی درونش مثل انگلی افسرده پر از خالی بودن و نبودن پر از تموم بودن و نخواستن و ادامه ندادن بریدن و ترس از بریدن و ادامه دادن به ندونستن تولدم چیز /:
298
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 4:21
من آدم خوبه ام که دیوونه شدم اما خودم رو میشناسم یه چیز خیلی سنگین حسابی داره میکشم پایین این موهای ژولیده و ریه های داغون و اعصاب ضعیف آدمی که هدر رفته و تموم شده اگر بجای من یکی دیگه من بود میتونست با خوشبختی زندگی کنه یجوری من رو بسازه که درست استفاده بشه این چندین ساله مونده تا پایانش رو * ... ....