حاج آقا مسئلتن …
بودن یا بزور بودن؟
……
…من در باتلاقی از من همچنان فرو میره در من…
و سوالاتی که توی مغزم در حال جفتگیری و زاد و ولدند
چرا هنوز خدا هست وقتی باور هست؟
چرا هنوز استامینوفن هست وقتی ژلوفن هست؟
تا شقایق هست زندگی باید کرد؟(گور پدر شقایق من نمیخوام زندگی بکنم) D:
و غیره …
* تاریخ بهم ثابت کرد که آخر انواع خوشی لحظه ای به خیابان وزرا ختم میشه پس بیخیال باش و جنازه باش و ساکت باش و بذار بگذره .
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی