میگی مریضی میری بیمارستان
نه ام اس نه ایدز و نه سرطان داری
تیماری شاید و خجالت میکشی
از خودت توی آینه خجالت میکشی
درد با دوز بالا از دست همه از انتهات بهت تزریق میشه
گیج میشی از درد میخوابی
بیدار میشی و باز میگی مریضی شاید مریضی ...
* هیچوقت اونجوری زندگی نکردم |:
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی