برزخ ِ چندین و چند ساله و من دفنِ در چند لحظه و زندگی درونش مثل انگلی افسرده پر از خالی بودن و نبودن پر از تموم بودن و نخواستن و ادامه ندادن بریدن و ترس از بریدن و ادامه دادن به ندونستن تولدم چیز /:...